يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو

153

سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )

- 3 - سفرنامهء فرنگستان دو سال بود كه خيال بيت الله الحرام زاد الله شرفا و سياحت فرنگستان را داشتم . دويم ماه شوال سنهء 1319 مطابق سال يكهزار و نهصد و دو مسيحى عازم مقصود بودم . در اين بين خبر رسيد طايفهء . . . يموت و كوكلان اجتماع نموده ، به خيال تاخت و تاز سرحدات بجنورد و خرابى قلعهء دشت مىآيند . دفع آنها را لازمتر دانستم . سيم ماه مذكور عازم سرحدات شدم . مجددا خبر رسيد كه به سمت دشت عازم شده‌اند . من نيز از سملقان دو شبانه روز ايلغاركنان به سمت دشت رفتم . در حينى به دشت رسيدم كه طايفهء . . . « 1 » دشت را محاصره كرده ، قريب به تصرفند . بعد از جنگ و كوشش زياد طايفهء . . . را شكست داده ، جمعى را اسير و برخى را قتيل نموده ، اهالى دشت را كه قريب دو هزار نفوس بودند از دست تطاول آنها خلاص كرد . شكر الهى را بجاى آورده ، در سيزدهم ماه مزبور مراجعت به بجنورد نمودم . چند روزى را جهت رفع كسالت عزيمت سفر به تعويق افتاد . امروز كه روز دوشنبه اول ماه ذيقعدة الحرام است به طرف مقصود از بجنورد حركت كرده از دروازهء شمالى باغ نارنجستان بيرون شدم . جمعيت و ازدحام زيادى از اهل شهر و اهالى سرحدات حاضر بودند . با همه تفقدى نموده به كالسكه سوار شده به باغ يوسفيه كه سه ربع فرسخ از شهر مسافت دارد رسيديم . از كالسكه پائين شده سوار اسب تخت شدم

--> ( 1 ) يك كلمه خوانده نشد ، نيز نقطه‌چين سطر بعدى .